هیچکس برای شناخت یک درخت، به شناسنامهاش نگاه نمیکند. مردم دست دراز میکنند، میچشند و بعد قضاوت میکنند. اگر میوه سالم باشد، درخت پذیرفته میشود؛ اگر تلخ، پوسیده یا سمی باشد، هرچقدر هم نامش مقدس باشد، کسی به آن اعتماد نمیکند.
همین منطق ساده، دربارهی ایمان هم صادق است. سالهاست که مردم افغانستان با «نام» اسلام زندگی کردهاند؛ اما سوال اساسی این است: آیا اسلام را تجربه کردهاند، یا در رویایش زیستهاند؟
تجربهی واقعی ایمان، در رویا و ناآگاهی اتفاق نمیافتد. ایمان زنده، در آگاهی شکل میگیرد؛ در فهم، در مسئولیت، در اخلاق و در آزادی. هرچه آگاهی بیشتر میشود، چهرهی واقعی هر تفکر و هر باور هم روشنتر میگردد.
اگر ایمانی ما را خشنتر سازد، اگر ما را نسبت به رنج انسانها بیتفاوت سازد، اگر دروغ، تحقیر، زور و حذف را توجیه کند، باید شجاعت این سوال را داشته باشیم:
این میوه از کدام درخت است؟
عیسی خداوند میفرماید:
«درخت را از میوهاش بشناسید.»
این جمله، دعوت به صداقت است. دعوت به اینکه به جای دفاع کورکورانه از نامها، به نتایج نگاه کنیم.
به جای ترس از سوال کردن، جرئت پرسیدن داشته باشیم. اسلام اگر از منبع روشن و الهی میآید، باید میوهاش هم روشن باشد:
عدالت، رحمت، کرامت انسان، صداقت، آرامش و مسئولیتپذیری.
مردم افغانستان بیش از هر چیز، نیازمند ایمان آگاهانه هستند؛
ایمانی که انسان را انسانتر کند، نه ابزار قدرت، نه پوششی برای خشونت، نه توجیهی برای ویرانی.
زمان آن رسیده است که به جای جنگ بر سر نامها، با دقت به میوهها نگاه کنیم. چون حقیقت، دیر یا زود، خود را در میوه نشان میدهد.
منبع: متی ۷ : ۱۵ – ۲۰
«از پیامبران دروغین برحذر باشید. آنان در لباس گوسفندان نزد شما میآیند، امّا در باطن گرگان درّندهاند. آنها را از میوههایشان خواهید شناخت. آیا انگور را از بوتۀ خار و انجیر را از علف هرز میچینند؟ به همینسان، هر درخت نیکو میوۀ نیکو میدهد، امّا درخت بد میوۀ بد. درخت نیکو نمیتواند میوۀ بد بدهد، و درخت بد نیز نمیتواند میوۀ نیکو آوَرَد. هر درختی که میوۀ خوب ندهد، بریده و در آتش افکنده میشود. بنابراین، آنان را از میوههایشان خواهید شناخت.