در فرهنگ ما «ناموس» معمولاً به زن نسبت داده میشود؛ گویا حیثیت، شرف و آبروی یک خانواده یا جامعه، در بدن و رفتار زن خلاصه شده است. در این باور، زن نه بهعنوان انسانی مستقل، بلکه بهعنوان حامل آبروی دیگران تعریف میشود.
نتیجهی چنین نگاهی روشن است: کنترل، محدودیت، ترس و در بسیاری موارد خشونت؛ آن هم به نام اخلاق و غیرت.
مشکل اصلیِ مفهوم «ناموس» در این معنا آن است که مسئولیت اخلاقی را از انسانِ ناظر برمیدارد و تمام بار را بر دوش زن میگذارد. مرد آزاد است، اما زن باید مراقب باشد. مرد خطا میکند، اما زن متهم میشود.
این ساختار نه عادلانه است نه انسانی. و از همه مهمتر در تضاد با خواست خداست.
انسان پیش از هر چیز، «صورت خدا»ست
کلام خدا میفرماید: «خدا انسان را به صورت خود آفرید؛ ایشان را مرد و زن آفرید.»
(پیدایش ۱ : ۲۷)
در این آیه، زن و مرد هر دو به یک اندازه حامل «صورت خدا» هستند. نه یکی ابزار حیثیت دیگری است، و نه یکی نگهبان آبروی دیگری. ارزش انسان، ذاتی است؛ نه وابسته به کنترل شدن و نه به کنترل کردن.
در نهایت، هرگونه نگرشی که زن را «ناموس» مرد بداند، با کرامت و شأن الهی انسان ناسازگار است. کتابمقدس کرامت را به جنسیت گره نمیزند؛ هر انسان، پیش از هر نقش یا جایگاه، صاحب ارزش و احترام الهی است.