فلسفه تعلیم مسیحی

بسیاری می‌پرسند که چرا خدمت می‌کنید یا چرا در کلیسا تعلیم می‌دهید؟ ساده‌ترین پاسخ این است که کتاب‌مقدس کلام خداست و می‌خواهم آن را چنان تعلیم دهم تا دیگران درک کنند، مجهز شوند و طبق تعالیم یافت‌شده زندگی کنند تا در نهایت، منش آن‌ها شبیه به استاد اعظم ما، عیسی مسیح، شود. فلسفه تدریس من بر پایه آیه یوحنا ۸: ۳۲ بنا شده است: «و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.» ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم از حقیقت دور افتاده و در راه‌های تاریک و گناه‌آلود خود قدم می‌زنند؛ حتی برخی هنگام آمدن به کلیسا تمایل دارند به همان سبک زندگی گذشته ادامه دهند. لذا می‌کوشم حقیقت کلام مقدس و شخص عیسی مسیح را تعلیم دهم تا این راستی، آن‌ها را از اسارت باورهای پیشین آزاد کرده و زندگی نوین را طبق اراده خداوند آغاز کنند. در این مسیر، ارزش‌های خاصی را دنبال می‌کنم و تنها معیار من برای تدریس، کتاب‌مقدس است. من کلام خدا را تعلیم می‌دهم، نه آرا و تجربیات انسانی را؛ چرا که معتقدم فرزندان خداوند با کلام او دگرگون می‌شوند، نه با داستان زندگی من.

هدف

یکی از بنیادین‌ترین ارزش‌ها در تدریس من، داشتن «هدف» است. هنگام تهیه درس، از همان ابتدا مقصود نهایی را مشخص می‌کنم. برای مثال، محتوا را بسیار ساده طراحی می‌کنم تا همه شرکت‌کنندگان به یک اندازه آن را درک کنند و بتوانند در زندگی روزمره به‌کار ببندند. بدون هدف، اطلاعات ما تنها مانند دانسته‌هایی بی‌فایده است که به دیگران منتقل می‌شود، بدون آنکه تأثیری بر آن‌ها بگذارد. اما با داشتن هدف، تمرکز ما از انتقال صرف اطلاعات به سمت «فهم مخاطب» تغییر می‌کند. هدف این است که کلام خدا زندگی آن‌ها را تغییر دهد و روشی نو پدید آورد که هر روز به سمت پاکی و محبت حرکت کرده و به شباهت استاد خود، عیسی مسیح، درآیند.

نیازمندی

به‌عنوان شبان کلیسا، شناخت نیازهای اعضا برایم اولویت دارد. خداوند ما خدایی خلاق است که انسان‌ها را با تنوع بسیار آفریده و زیبایی را در همین گوناگونی قرار داده است. تفاوت انسان‌ها به معنای تفاوت در نیازهای آن‌هاست. من دروس را بر اساس این نیازها آماده می‌کنم؛ اگر نیاز اعضا عاطفی باشد، درس را با رویکردی عاطفی تدوین می‌کنم و اگر با چالش گناه و مسئله نجات روبه‌رو باشند، بر آن موضوعات تمرکز می‌کنم. در افغانستان مثلی داریم که می‌گوید: «از شخص گرسنه‌ای پرسیدند دو جمع دو چند می‌شود؟ گفت چهار قرص نان!» لذا اگر نیازسنجی نکنیم، کار ما شبیه به کسی است که به فردی تشنه به‌جای آب، نان می‌دهد؛ نان نه‌تنها تشنگی او را رفع نمی‌کند، بلکه وضعیت را دشوارتر می‌سازد.

رابطه و شناخت

رابطه و شناخت در کلیسا برای من حائز اهمیت است. نمی‌پسندم فضای کلاس خشک و بدون مشارکت باشد. می‌کوشم فضایی گرم و صمیمی ایجاد کنم که هر کس در آن احساس تعلق کرده، آزادانه سخن بگوید، انتقاد سازنده کند و به دیگران یاری رساند. علاوه‌بر این، به‌عنوان معلم، به‌دنبال پیوند عمیق با شاگردان هستم؛ زیرا این رابطه به من کمک می‌کند نقاط قوت و ضعف آن‌ها را شناسایی کرده و بر استعدادهایشان سرمایه‌گذاری کنم. باور دارم خداوند به هر فردی که در کلاس حاضر می‌شود، توانایی خاصی بخشیده است و من وظیفه دارم این پتانسیل‌ها را شناسایی و شکوفا کنم. این شناخت مانع از آن می‌شود که با همه به یک شکل برخورد کنم؛ برای مثال، نوایمانان به «شیر روحانی» (دروس پایه) نیاز دارند، نه مباحث سنگین الهیاتی. همان‌طور که پولس در اول قرنتیان ۳: ۲ می‌گوید: «من به شما شیر دادم نه گوشت، زیرا آمادگی آن را نداشتید.»

معیار کلام خدا

گاهی دیده‌ام واعظی آیه‌ای را می‌خواند اما ساعت‌ها درباره زندگی شخصی خود سخن می‌گوید. این روش نادرست است؛ زیرا مشتاقان کلام در کلاس‌های تعلیم (مانند کانون شادی) تشنه قدرتِ دگرگون‌کننده کلام خدا هستند، نه خاطرات بشری. تمام تمرکز من در تهیه دروس، وفاداری به متن (Exegesis) است. در جلسات عمومی کلیسا بر روش تفسیری تأکید دارم تا تمرکز بر متن حفظ شود، و در کلاس‌های شاگردسازی (مانند جلسات قدم‌ها یا مبانی) از روش‌های مشارکتی استفاده می‌کنم تا همه فعال باشند و تنها شنونده سخنرانی استاد نمانند. هدف نهایی این است که در تدریس من، عیسی مسیح جلال یابد و کلام او معیار باشد. اگر از تجربیات شخصی هم استفاده می‌کنم، صرفاً برای این است که نشان دهم «قهرمان» داستان همیشه مسیح است، نه من.

خلاصه

به‌طور خلاصه، ورود به کلیسا به معنای آغاز یک زندگی و خلقت جدید در عیسی مسیح است. ما فراخوانده شده‌ایم تا در راه پاکی و محبت قدم برداریم و به شباهت مسیح برسیم. کلام خدا باید همان‌گونه که هست تعلیم داده شود تا زندگی‌ها را احیا، تجهیز و بنا کند. ما کلام را نه برای انباشت معلومات، بلکه برای جامه عمل پوشاندن به آن مطالعه می‌کنیم. هر جنبه از تعلیم و زندگی ما باید برای جلال خداوند باشد (اول قرنتیان ۱۰: ۳۱) تا در نهایت، همگی به قامت والای مسیح دست یابیم.

پیمایش به بالا