این بخش از مزمور بیستودوم با فریاد «چرا مرا ترک کردهای» آغاز میشود و تجربهی واقعی رنج، سکوت ظاهری خدا و تمسخر دیگران را بهصورت بیپرده بیان میکند. داوود در عین بیان درد شدید، به قدوسیت خدا و وفاداری او در گذشته اشاره میکند و تضادی روشن میان شناخت خدا و احساسِ حالِ خود نشان میدهد. در آیات ۷ تا ۱۸، تحقیر، بیقدری و توصیف درد جسمانی بهگونهای بیان میشود که فراتر از یک تجربه عادی است و بعداً در رنجهای مسیح بازتاب پیدا میکند. این آیات نه آرامش میدهند و نه سادهسازی میکنند؛ بلکه واقعیت ایمان را نشان میدهند: ایستادن میان فریاد بیپاسخ و شناخت خدایی که هنوز تغییر نکرده است.