آیا سقط جنین در مسیحیت مجاز است؟ سقط جنین عملی است که خداوند از آن کراهت دارد؛ در واقع، چنین اقدامی در کلام خدا «قتل» محسوب میشود؛ زیرا از لحظهای که نطفه در رحم مادر شکل میگیرد، موجودی زنده و صاحب روح است. حتی اگر مادری ناخواسته یا در اثر تجاوز باردار شده باشد، اقدام به سقط جنین باز هم قتل بهشمار میرود و مورد غضب الهی است. بنابراین، شایسته است مسیحیان بهجای این عمل ناپسند، از این افراد حمایت کرده و به آنان پناه دهند تا فرزندشان به دنیا آمده و در جامعه به فردی مفید و مبارک تبدیل شود. بر اساس کتاب مقدس، تنها خداوند حق دارد حیات ببخشد یا آن را بازپس گیرد؛ زیرا اوست که جنین را در شکم مادر به صورت خویش خلق کرده است. پس اگر خداوند خالق جنین است، انسان را چه رسد که به خلقت الهی اعتراض کرده و زندگی را از انسانی دیگر سلب کند؟
کتاب مقدس
در مزمور ۱۳۹: ۱۳-۱۸، خداوندی که خالق کل هستی است، از لحظه تشکیل نطفه تا ابدیت توصیف میشود. در این عبارات زیبا، داود که تحت تأثیر روحالقدس قرار دارد، تبیین میکند که چگونه خداوند او را به طرزی «مهیب و عجیب» آفریده است. خداوند او را در رحم مادر و در نهان شکل داد. حتی پیش از آنکه اعضای بدن او پدید آیند و زمانی که تنها یک جنین بود، خداوند او را میشناخت. آگاهی خداوند بر او حتی به پیش از بنیاد عالم بازمیگردد (افسسیان ۱: ۴). به همین سبب داود در آیه ۱۷ میگوید: «ای خدا، فکرهای تو نزد من چقدر گرامی است.» اهداف خداوند چنان برای داود عظیم است که قادر به درک کامل آنها نیست؛ چرا که مخلوق هرگز نمیتواند خالق خود را بهطور کامل درک کند. داود زمانی را به تصویر میکشد که در رحم مادر، در نهان بود. از نظر خداوند، جنین یک «شخص» کامل است و از بین بردن آن، معادل ستاندن جان یک انسان است.
بر اساس کتاب مقدس، خداوند خالق جنین در رحم مادر است. کلام خدا فراتر رفته و میفرماید: «چنانکه ما را پیش از بنیاد عالم در او برگزید تا در حضور او در محبت، مقدس و بیعیب باشیم» (افسسیان ۱: ۴). پس خدا خالق همهچیز، از جمله جنینِ در رحم است و حتی پیش از شکلگیری، او را میشناخت. خداوند در پیدایش ۱: ۲۶-۲۷ میفرماید: «آنگاه خدا گفت: انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم…» بنابراین، انسانی که در رحم مادر به صورت جنین است، طبق صورت الهی آفریده شده و خدا برای او هدف و برنامه دارد. از این رو، سلب حیات از جنین، مصداق قتل است (خروج ۲۰: ۱۳).
موانع
انسان همواره محدود است و نمیتواند فراتر از دیدنیها را بنگرد. دختری که مورد تجاوز قرار گرفته، ممکن است تصور کند سقط جنین تنها راهحل است و با این کار موانع بزرگ را از پیش پای خود برمیدارد. اما ما بهعنوان ایمانداران باور داریم عیسی مسیح که در سیمای انسانی و در جامعهای پر از محدودیت زندگی میکرد، بهترین سرمشق برای عمل است. برای مثال، در ملاقات عیسی با زن سامری (یوحنا، باب ۴)، موانع متعددی وجود داشت:
نژاد: یهودیان سامریان را نجس میدانستند و با آنان معاشرت نمیکردند. علاوه بر این، سخن گفتن یک مرد غریبه با یک زن (آن هم غیر یهودی) در آن زمان غیرمعمول بود، تا جایی که حتی شاگردان مسیح نیز دچار تردید شدند.
مذهب: سامریان تنها پنج کتاب تورات را قبول داشتند که با باورهای یهود در تضاد بود.
اخلاق: عیسی مسیح، قدوس و پسر خدا بود، در حالی که آن زن پنج بار ازدواج کرده بود.
با وجود تمامی این موانع که میتوانست مانع گفتگو شود، عیسی فراتر از سنتها رفت و با او سخن گفت. نتیجه این شد که آن زن سامری، شهری را به سوی مسیح هدایت کرد. بنابراین، خواهری که مورد تجاوز قرار گرفته، بهجای سقط جنین باید به دنبال راهکاری باشد تا طفل خود را به سلامت به دنیا آورده و او را به شخصیتی مفید برای جامعه تبدیل کند. اگر او احساس میکند حفظ جنین جانش را به خطر میاندازد، میتواند از حمایت خانواده بزرگ مسیحی کمک بگیرد؛ چرا که در مسیح، همه ما اعضای یک خانواده هستیم و حمایت از یکدیگر حق و وظیفه ماست.
خلاصه
خداوند خالق جنین در رحم مادر است؛ لذا انسان نباید در کار خالق مداخله کرده و خلقت او را نابود کند. طبق پیدایش ۱: ۲۶-۲۷، انسان به صورت و شبیه خدا آفریده شده است. این ارزش الهی برای جنین، هیچ تفاوتی با یک شخص بالغ ندارد. جنین از حقوق انسانی مساوی برخوردار است و نمیتوان مرزی زمانی برای «شخص شدن» او تعیین کرد؛ از لحظه لقاح و ترکیب اسپرم و تخمک، آن موجود یک «انسان» محسوب میشود.
منابع
تفسیر کاربردی کتاب مقدس.
مقاله کشیش «ورژ باباخانی».
کتاب تصمیمات اخلاقی؛ درآمدی بر اخلاقیات.
دروس مربوط به سقط جنین، اثر کشیش «ساسان توسلی».